خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیستموج این دریا لب ساحل نمی داند که چیست
۲
در فضای دشت با صرصر سراسر می رودشمع بی پروای ما محفل نمی داند که چیست
۳
جسم ما را در خاک در آغوش نتواند گرفتگردباد آسایش منزل نمی داند که چیست
۴
گوهر آسان چون به دست افتد ندارد اعتبارقیمت داغ جنون را دل نمی داند که چیست
صفحهٔ ۱ از ۲