شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیستبخل در سرچشمه خورشید عالمتاب نیست
۲
لعل سیرابش مگر بر تشنگان رحمی کندورنه در چاه زنخدان آنقدرها آب نیست
۳
زهد بی کیفیت این زاهدان خشک راهیچ برهانی به از خمیازه محراب نیست
۴
تنگ چشمی عام باشد در جهان آب و گلبحر هم بی کاسه دریوزه گرداب نیست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth