شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیستکلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست
۲
تهمت آسودگی بر دیده عاشق خطاستخانه ای کز خود برآرد آب، جای خواب نیست
۳
آب عیش خویش را نتوان به گردش صاف کردهیچ جا خاشاک بیش از دیده گرداب نیست
۴
داغ حرمان لازم تن پروری افتاده استجای این اخگر به جز خاکستر سنجاب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth