خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله ای جز داغ در صحرای امکان نیست نیستسنبل این باغ جز خواب پریشان نیست نیست
۲
دانه خود را به آب رو چو گوهر تازه دارکز مروت نم به چشم ابر احسان نیست نیست
۳
مزرع امید را در عهد این بی حاصلانجز تریهای فلک امید باران نیست نیست
۴
پا به دامن کش که در درگاه این بی حاصلانمد احسانی به غیر از چوب دربان نیست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲