شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز وصل است و دل غم دیده ما شاد نیستطفل ما در صبح نوروزی چنین آزاد نیست
۲
ای نسیم از زلف او بردار دست رعشه دارناخن این کار در سر پنجه شمشاد نیست
۳
داغ چندین لاله و گل دید و خاکستر نشدمرغ جان سختی چو من در بیضه فولاد نیست
۴
تا به گردن زیر بار منت نشو و نماستسرو از بار تعلق در چمن آزاد نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth