خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صیقل آیینه دل غیر آه سرد نیستهر که را در دل نباشد آه، مرد درد نیست
۲
ای که خود را در دل ما زشت منظر دیده ایرنگ خود را چاره کن، آیینه ما زرد نیست
۳
دیده را در بسته وقف حسرت او کرده ایماز نسیم مصر مارا چشم راه آورد نیست
۴
میکشان در روز باران خسرو وقت خودندابر گوهربار، کم از گنج باد آورد نیست
صفحهٔ ۱ از ۲