خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیستدوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست
۲
بارها سیلاب را در نیمه راه افکنده امآهنین پایی چو من در حلقه زنجیر نیست
۳
آستین افشانی یوسف، گل وارستگی استعشق اگر مشاطه می گردد زلیخا پیر نیست
۴
بیقراران نامه بر از سنگ پیدا می کنندکوهکن را قاصدی بهتر ز جوی شیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲