شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیستفتح اقلیم قفس جز در شکست بال نیست
۲
شرم هشیاری زبان بند شکایت گشته استمی اگر باشد، زبان شکوه مالال نیست
۳
هر کجا پای محبت در میان باشد خوش استحلقه زنجیر، لیلی را کم از خلخال نیست
۴
هر قدر خواهد دلت، عرض تجلی کن به دلخانه آیینه تنگ از کثرت تمثال نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth