شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار بر مجنون ما جمعیت اطفال نیستخانه آیینه تنگ از کثرت تمثال نیست
۲
خاک زن در چشم خودبینی که از آب حیاتسد اسکندر به جز آیینه اقبال نیست
۳
مزرع امید را آب تنک برق فناستعیش را ناقص کند جامی که مالامال نیست
۴
قطع امید از تهی چشمان عالم کرده ایمکشت ما را چشم آب از چشمه غربال نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth