خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبر بر زخم گرانسنگ ملامت سهل نیستتوتیا گشتن به زیر کوه طاقت سهل نیست
۲
مور قانع یافت از دست سلیمان پایتختبر جگر دندان فشردن از قناعت سهل نیست
۳
عشق عالمسوز را چون برق، آتش زیر پاستورنه زخم خار صحرای ملامت سهل نیست
۴
خار این وادی شلاین تر ز خون ناحق استاز علایق، چیدن دامان رغبت سهل نیست
صفحهٔ ۱ از ۳