خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیستگرد را دست تصرف بر درون شیشه نیست
۲
کار چون گویاست، بیکارست اظهار کمالکوهکن را ترجمانی چون زبان تیشه نیست
۳
محنت دنیا نمی گردد به گرد بیخودانهست سهم شیر حاضر، شیر اگر در بیشه نیست
۴
می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیادحسن بالا دست را از گرد خط اندیشه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲