خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیستفتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست
۲
آه کز بی حاصلیها آنچه می ماند به منچون صدف زان گوهر یکدانه جز خمیازه نیست
۳
روزی دست و دهان عاشق از بوس و کنارزان نگار از وفا بیگانه جز خمیازه نیست
۴
می کشد فانوس گستاخانه در بر شمع راروزی بال و پر پروانه جز خمیازه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲