شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می توان از گلشن فردوس دست افشان گذشتاز تماشای بناگوش بتان نتوان گذشت
۲
یک سر مو بر تنم بی پیچ و تاب عشق نیستتا کدامین آتشین جولان ازین میدان گذشت
۳
خاکمال خجلت همکار خوردن مشکل استاز غبار خط او یارب چه بر ریحان گذشت
۴
خنده سایل بلاگردان برق آفت استوای بر کشتی که از وی خوشه چین گریان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth