خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشتسیل گردآلود خجلت زین ده ویران گذشت
۲
شوق چون پا در رکاب بیقراری آوردمی توان با اسب چون از آتش سوزان گذشت
۳
گر چنین تبخال غیرت مهر لب گردد مراتشنه لب می باید از سرچشمه حیوان گذشت
۴
ترک دست و پای کوشش کن که در میدان لافبا همه بی دست و پایی گوی از چوگان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲