شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشتاز محیط آتشین نتوان به این تمکین گذشت
۲
مشک می جوشد به جای خون ز ناف لاله زارتا ازین صحرا کدامین آهوی مشکین گذشت
۳
دورباشی نیست حاجت حسن شرم آلود رابارها دست تهی زین گلستان گلچین گذشت
۴
من کیم تا شمع باشد بر سر بالین من؟شعله سرگرمیم یک نیزه از بالین گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth