خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشتاز تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت
۲
خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی ندادروز من در پرده شب از سیه کاری گذشت
۳
در شبستان عدم شد شمع کافوری مراآنچه از شبهای تار من به بیداری گذشت
۴
می توانم بی تأمل سینه زد بر تیغ کوهلیک نتوانم به آسانی ز همواری گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲