خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشتعمر ما چون چشم قربانی به حیرانی گذشت
۲
ساحل مقصود داند موجه شمشیر راکشتی هر کس ازین دریای طوفانی گذشت
۳
حال صحرای پر از گرد علایق را مپرسسر به سر اوقات من در دامن افشانی گذشت
۴
تا نهادم پای در وحشت سرای روزگارعمر من در فکر آزادی چو زندانی گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲