خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفتتا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت
۲
قوت سرپنجه مشکل گشای فکر مندر ورق گردانی لیل و نهار از دست رفت
۳
تا کمر بستم غبار از کاروان بر جا نبوداز کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت
۴
داغهای ناامیدی یادگار خود گذاشتخرده عمرم که چون نقد شرار از دست رفت
صفحهٔ ۱ از ۳