خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه خط از چهره آن آینه سیما برخاستکه درین آینه، جوهر به تماشا برخاست
۲
شب که صحبت به حدیث سر زلف تو گذشتهر که برخاست ز جا، سلسله برپا برخاست!
۳
کرد تسلیم به من مسند بیتابی راهر سپندی که درین انجمن از جا برخاست
۴
هیچ مستی ز پی رقص نخیزد از جایبه نشاطی که دلم از سر دنیا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۴