شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداسترشته از صافی این دانه گوهر پیداست
۲
گرچه ز آیینه روشن ننماید جوهرخط نارسته ازان چهره انور پیداست
۳
مهر و کین می شود از صفحه سیما ظاهرصافی و تیرگی آب ز گوهر پیداست
۴
آه گرمی که گره در دل پر خون من استهمچو داغ از جگر لاله احمر پیداست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth