شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب استجام شیری که برد دل ز شکر مهتاب است
۲
شمع بالین من خسته تب گرم من استشربت سرد من تشنه جگر مهتاب است
۳
شمع روشن گهران روشنی از هم گیردرونق افروز می پاک گهر مهتاب است
۴
این چه رمزست که در خانه دربسته دلاز فروغ رخ او تا به سحر مهتاب است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth