خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرستدیده آبله را هر مژه از نیشترست
۲
همچو خورشید به یک چشم ببین عالم راکه سرافراز شدن در گرو این نظرست
۳
تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل استاز قدح با لب مخمور گذشتن هنرست
۴
رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرمنامه حسرت ما خونی صد بال و پرست
صفحهٔ ۱ از ۲