خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله رویی که ازو خار مرا در جگرستبرگریزان دل و باغ و بهار نظرست
۲
نیست آوارگی اهل طلب را انجامتا زمین هست بجا، ریگ روان در سفرست
۳
می کند تیغ سیه تاب مرا جوهردارخارخاری که ز عشق تو مرا در جگرست
۴
حال روشن گهران را همه کس می داندهر چه در خانه آیینه بود، در نظرست
صفحهٔ ۱ از ۳