شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شکوه از گردش گردون ز بصیرت دورستگوی چوگان قضا در حرکت مجبورست
۲
ساخت هر زخم تو لب تشنه زخم دگرمآب تیغ تو هم ای کان ملاحت شورست!
۳
خصم بیجا به زبردستی خود می نازدزودتر پاره کند زه، چو کمان پرزورست
۴
گوهر شوخ، گریبان صدف پاره کندچرخ اگر تربیت ما نکند معذورست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth