شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساحل بحر پر آشوب فنا شمشیرستمد بسم الله دیوان بقا شمشیرست
۲
از دم تیغ فنا بیجگران می ترسندورنه روشنگر آیینه ما شمشیرست
۳
لب پیمانه بود در نظر جرأت ماگر به چشم تو دم صبح فنا شمشیرست
۴
رگ ابری که به احسان چو گهربار شودعرق خون کند از شرم سخا شمشیرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth