خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سفر پر خطر عشق نه از تدبیرستصد طلسم است درین ره، که یکی زنجیرست
۲
ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی استخطر راهروان از سگ غافل گیرست
۳
اشکریزان ترا سلسله ای حاجت نیستدر گلو گریه چو گردیده گره، زنجیرست
۴
ناخن شیر به گیرایی مژگان تو نیستهر که با چشم تو پرخاش نماید شیرست
صفحهٔ ۱ از ۲