خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش استدل مجروح مرا سیر ختن در پیش است
۲
آنقدرها که نگاه است ز مژگان در پیشاز غزالان دل رم کرده من در پیش است
۳
ای که داری هوس بوسه آن کنج دهنباخبر باش که آن چاه ذقن در پیش است
۴
از فروغ لب او چشم سهیل آب آورداین عقیقی است که از کان یمن در پیش است
صفحهٔ ۱ از ۴