خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دل خونشده ام چهره جانان داغ استاز کباب تر من آتش سوزان داغ است
۲
الف از برق کشد بهر چه بر سینه خویش؟گر نه از چشم ترم ابر بهاران داغ است
۳
جگر سوخته را تیغ بود آب حیاتسر سودازده را چتر سلیمان داغ است
۴
مرهم داغ من تشنه جگر زخم بودبخیه زخم من بی سر و سامان داغ است
صفحهٔ ۱ از ۴