شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سبزی نه فلک از چشم گهربار دل استآب این مزرعه از دیده بیدار دل است
۲
یوسفی را که ندیده است زلیخا در خوابیکی از جلوه گران سر بازار دل است
۳
نفس سرد، نسیم جگر سوخته استداغ جانسوز، چراغ سر بیمار دل است
۴
آب حیوان که سکندر ز تمنایش سوختشبنم سوخته گلشن بی خار دل است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth