خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گریه ابر بهار از دل پر درد من استچهره زرد خزان از نفس سرد من است
۲
به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است
۳
غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیستجای رحم است بر آن کس که هماورد من است
۴
پسته پوچ محال است که خندان گرددسینه چاک گواه دل پر درد من است
صفحهٔ ۱ از ۲