خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بند و زندان گرامی گهران از جاه استیوسف ما به عزیزی چو رسد در چاه است
۲
راستان از سخن خویش نگردند به تیغشمع تا کشته شدن با همه کس همراه است
۳
هر قدر جامه او بر قد سروست درازجامه سرو سهی بر قد او کوتاه است
۴
به چه امید کسی از وطن آید بیرون؟منزل اول یوسف چو درین ره چاه است
صفحهٔ ۱ از ۲