خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟دم شمشیر فنا جاده این راه است
۲
لب بی آه به ماتمکده گردون نیستاین نه خط است به دور لب ساغر، آه است
۳
گرچه ظاهر به سر زلف نمی پردازداز پریشانی من موی به موی آگاه است
۴
در ره عشق کسی را خبر از منزل نیستخضر این بادیه چون ریگ روان گمراه است
صفحهٔ ۱ از ۲