خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به یک آه سراسر رو مژگان شده استمغز این نافه به یک عطسه پریشان شده است
۲
بید گل می کند از پرتو صاحب نظرانسر دار از سر منصور به سامان شده است
۳
جمع چون غنچه به شیرازه محشر نشودمغز هر کس که ز بوی تو پریشان شده است
۴
دل عاشق چه غم از اشک دمادم دارد؟کشتی نوح، خراباتی طوفان شده است
صفحهٔ ۱ از ۲