خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر حسن تو از خط به از آغاز شده استکه ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده است
۲
جوهر از آینه حسن تو بیرون زده استهر خم و پیچی ازو صیقل پرداز شده است
۳
خط به فکر سخن انداخته یاقوت تراعاشقان را در تقریب سخن باز شده است
۴
نیم زلفی که شده است از بر روی تو عیانسینه پردازتر از چنگل شهباز شده است
صفحهٔ ۱ از ۳