خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تب رشک تو خورشید هلالی شده استطوبی از غیرت سرو تو خلالی شده است
۲
(خون ما گرچه حرام است چو می، خوردن آنپیش این سنگدلان آب حلالی شده است)
۳
آفتاب سخنش گرد جهان می گرددهر که ز اندیشه باریک هلالی شده است
۴
(مختصر کن سخنم را به شکرخنده لطفکه چراغ گله ام فتنه بالی شده است (کذا))
صفحهٔ ۱ از ۲