شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده استاین کمان پشت سر تیر فراوان دیده است
۲
هر که در بزم می آن چهره خندان دیده استدر دل آتش سوزنده گلستان دیده است
۳
لاله زاری شده از داغ، دل پر خونشتا لب لعل ترا کان بدخشان دیده است
۴
بخت خوابیده ز اقبال تو گردد بیدارصبح در خواب کی آن چهره خندان دیده است؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth