خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستیِ چشم تو در مرتبه هشیاری استخوابِ آهونگهان شوختر از بیداری است
۲
دوزخ اهل نظر، پاس نگه داشتن استچه بهشتی است که معشوقه ما بازاری است!
۳
راه عشق از خودی توست چنین پست و بلنداگر از خویش برآیی، همه جا همواری است
۴
تا درین دایره ای، خون خور و خاموش نشینکه در آغوش رحم، کار جنین خونخواری است
صفحهٔ ۱ از ۳