خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون من نیست به تشریف شهادت قابلورنه اندیشه ازان غمزه خونخوارم نیست
۲
من که آب از جگر لعل برآرم به فسونبوسه ای رنگ ازان لعل گهربارم نیست
۳
صائب از قحط خریدار خموشم، ورنهگهری نیست که در سینه افگارم نیست
۴
بر دل نرم گران ناز خریدارم نیستنخل مومم، غمی از سردی بازارم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲