خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیستنیست در مصر عزیزی که خریدار تو نیست
۲
می بری دل ز کف شیر شکاران جهانشیر را حوصله چشم جگردار تو نیست
۳
لاله ای را نتوان یافت درین سبز چمنکه دلش سوخته آتش رخسار تو نیست
۴
هر کجا صاف ضمیری است ترا می جویدآب آیینه همین تشنه دیدار تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۴