خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیستمژه ام چشم به راه مدد جیحون نیست
۲
رزق موری چو من از خوشهٔ آن زلف بریدیک جو انصاف در آن چهرهٔ گندم گون نیست
۳
صاف کن آینه و رو به خرابات گذارخشت خم هیچ کم از سینهٔ افلاطون نیست
۴
الف قد تو آورده رعونت با خویشمصرع سرو به تقطیع کسان موزون نیست
صفحهٔ ۱ از ۲