خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیستسرمه در چشم کم از داروی بیهوشی نیست
۲
سخن تلخی اگر می گذرانی مردیدعوی حوصله تنها به قدح نوشی نیست
۳
خوشه ما به دهن دانه آتش داردبرق با خرمن ما مرد هم آغوشی نیست
۴
دست تکلیف مکن در کمرم ای رضوانسبزه باغچه خلد، بناگوشی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲