شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۶۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریختکه جای نغمه شرار از زبان بلبل ریخت
۲
ز سیر باغ نمکسود می شود دلهانمک به خنده گل بس که شور بلبل ریخت
۳
ز هوش برد چمن را چنان نظاره توکه شبنم آب مکرر به چهره گل ریخت
۴
نسیم زلف که یارب گذشت ازین گلشن؟که پیچ و تاب طراوت ز زلف سنبل ریخت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth