شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۶۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دام خلق مقید شدن گل هوس استشکارهرزه مرس همچو موج خار و خس است
۲
ز خوان رزق، هما استخوان نمی یابدشکر وظیفه مورست و روزی مگس است
۳
ترا ستیزه به انجم نمودن از خامی استجدل به سنگ کند میوه ای که نیمرس است
۴
دوبار بر رخ او دیدن از مروت نیستنگاه اول من چون نگاه باز پس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth