شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من استشکستگی گلی از گوشه کلاه من است
۲
عجب نباشد اگر شعر من بود یکدستکه عمرهاست کف دست تکیه گاه من است
۳
ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذرکه آب خضر نهان در شب سیاه من است
۴
مباش منکر آب روان گفتارمکه سرو مصرع برجسته یک گواه من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth