خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک دو تا ز گرانباری گناه من استسیاهی دل شب از دل سیاه من است
۲
ازان دلیر درین بحر می کنم جولانکه چون حباب سر من همان کلاه من است
۳
همیشه گرد سر شمع می توانم گشتغبار خاطر پروانه سد راه من است
۴
تو سعی کن نشوی در حرم بیابان مرگوگرنه هر کمر مور شاهراه من است
صفحهٔ ۱ از ۲