خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ثبات دولت خوبی ز کوه تمکین استحصار عافیت باغ، گوش سنگین است
۲
چه وقت توست که لب بر لب پیاله نهی؟برای حسن تو آیینه چشم بدبین است
۳
به بوالهوس نکنی سرکشی، نمی دانیکه گل پیاده چو افتاد، مفت گلچین است
۴
فریب دختر رزخورده ای، نمی دانیکه این سیاه درون را حجاب کابین است
صفحهٔ ۱ از ۲