شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رکاب عزم تو در دست خواب سنگین استوگرنه توسن فرصت همیشه در زین است
۲
ز خواب قطع نظر کن که عشق چابک دستفلاخنی است که سنگش ز خواب سنگین است
۳
خزان ز غنچه تصویر راست می گذردهمیشه جمع بود خاطری که غمگین است
۴
حضور عشق بود بیش دور گردان راکه سیل واصل دریا نگشته شیرین است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth