شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته استکه زیر پای تو چون عاشقان چرا خفته است
۲
مگر حجاب تو در باغ رنگ عصمت ریخت؟که طفل شبنم از آغوش گل جدا خفته است
۳
شریک دولت اگر چشم این کس است بلاستگلی ز عیش بچینم تا صبا خفته است
۴
کفن لباس ملامت شود شهیدی راکه زیر خاک به امید خونبها خفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth