خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه خط ز خال لب یار سر برآورده استکه در هوای شکر، مور پر برآورده است
۲
میان شبنم و گل، پرده حجاب شده استترا کسی که ز اهل نظر برآورده است
۳
سبک عنانی زلف از تپیدن دلهاستز بیقراری ما، دام پر برآورده است
۴
زخنده اش جگر خاک شکرستان استلبی که مور مرا از شکر برآورده است
صفحهٔ ۱ از ۳