شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده استکه قفل بر دهن بسته هیچ کس نزده است
۲
دل رمیده به تکلیف برنمی‌گرددصلا به مرغ قفس‌جسته هیچ کس نزده است
۳
گشاده‌روی شو، از حادثات ایمن باشکه سنگ بر در نابسته هیچ‌ کس نزده است
۴
دهان پسته ز رشک لب تو پرخون استوگرنه بر دهن پسته هیچ کس نزده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth